بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

125

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

متجدّد و حجت تازه « 1 » نطلبند ، و چنان سازند كه مراجعت او بشكر باشد و معاودت او بخير ، چه ( كه شكر « 2 » ) او را در حضرت موقعى كريم خواهد بود و شكايت « 3 » او را عاقبت وخيم . بايد كه همگنان اين جمله را « 4 » از سر حقيقت تصور كنند ، و مزاحمت و معارضت يكسو نهند ، و بر مراقبت جانب او مواظبت نمايند ، و از ( سر تمام رغبتى « 5 » ) بامتثال مثال ( شناسند ، تا از محمدت و مرضات ما كه همه جهان « 6 » ) طالب آنند حظى وافى و نصيبى وافر يابند ، ( ان شاء الله تعالى « 7 » ) . « 8 » فتح‌نامه در آن وقت كه لشكر بجانب بخارا رفت و فتح شهر بخارا حاصل گشت چون ( بارى عز سبحانه « 9 » ) و عظم شانه رقم اختصاص خويش بر ناصيهء روزگار ما كشيده است و ما را از جمله بنى آدم براى ترتيب كار عالم برگزيده است « 10 » و چهرهء ايام را « 11 » بنور راى ( جهان‌آراى « 12 » ) ما روشن كرده و عرصهء جهانرا بفر « 13 » عدل فايض ما مزين گردانيده و جادهء مناهج مملكت بما نموده و ارتقاء مدارج دولت ما را فرموده و ما « 14 » از آنجا كه عقل مبين « 15 » و راى متين « 16 » ماست در جوامع احوال و مصارف اعمال توكل بر تأييد يزدانى و تعويل بر توفيق ربّانى كرده‌ايم و روى بايراد او راد شكر ايزدى و استحضار « 17 » امداد فضل « 18 » الهى آورده ( و رعايا را كه به جهت « 19 » ) ايشان در دنيا موصى و موكول‌ايم و در عقبى مؤاخذ و مسؤل خواهيم بود باصناف عواطف معدلت « 20 » و الطاف عوارف و مرحمت مشمول و محفوف گردانيده و همت عالى بر آرامش « 21 » جهان و آسايش جهانيان

--> ( 1 ) متعود . ( 2 ) شكر حكايت . ( 3 ) و ذكر شكايت . ( 4 ) اين جمله . ( 5 ) رغبتى ( ظ ، سر رغبتى تمام ) . ( 6 ) شتابند و از محمدت مرضاة كه همه حال . ( 7 ) و السلام . ( 8 ) عنوان فتحنامه در نسخهء پاريس چنين است : اين مثال در ذكر فتح بخارا نوشته مىآيد به حضرت خوارزم حماها اللّه تعالى . ( 9 ) ايزد عز سلطانه . ( 10 ) برگزيده . ( 11 ) ايام . ( 12 ) سا . ( 13 ) بفضل . ( 14 ) و ما را . ( 15 ) متين . ( 16 ) مبين . ( 17 ) و استصحاب . ( 18 ) سا . ( 19 ) و رعايت كه بدهت . ( 20 ) و معدلت . ( 21 ) آرايش .